چیست این لحظه ی شگفت زیبا، زیبای شگفت؟!
انگار این شگفتی تنها در آسمان نیست؛ گویی کره زمین را هاله ای از انوار سبز، احاطه کرده است؛ گویی تکامل واپسین زمین، در حال شکل گیری است؛ این تنها معجزه نوروز نیست؛
این تنها شکوه آغازین بهار نیست؛ این نور، برای آسمانیان، آشناتر از زمینیان است.
این عید، عید تمام زیبایی هاست؛عید تبلور عشق در تمام آینه ها؛ عید زیبای "ولایت" است؛ عید تکامل مادی و معنوی آفرینش.
این عید، عید شکوفایی ولایت در قاموس خلقت است؛ یک عید "توحیدی" زیبا، که ترجمان "عدل" الهی در قامت "امامت" می باشد؛ ترجمان صداقتِ "معاد" در بلاغتِ "نبوت" و نتیجه ی تلاش هزاران پیام آور الهی در طول تاریخ.
اینک، صدای دلنشین حضرت جبریل (ع) است و جان مشتاق حضرت رسول (ص)؛ ندای وحی، جان و تن حضرت را می آشوبد و تبسمی دلنشین، بر لب های مبارکش می نشیند؛ احساسی سبک و شعف ناک، سراسر وجودش را فراگرفته است.
اینک زمان ابلاغ وحی الهی است و نوید استمرار شریعت نبوی با ولایت علوی؛حضرت (ص) خطبه خویش را چنین آغاز می کند :
حمد و سپاس خدايى را كه در يگانگى خود بلند مرتبه،و در تنهايى وفرد بودن خود نزديك است .در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظيم است.علم او به همه چيز احاطه دارد در حالى كه در جاى خود است،و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد.هميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود.صاحب عظمتى كه از بين رفتنى نيست.ابتدا كننده او؛ و باز گرداننده اوست و هر كارى سوى او باز مىگردد.
...و بعد از فرازهایی از سپاس و ستایش خداوند ، چنین ادامه می دهد:
خداوند به من چنين وحى كرده است:«بسم الله الرحمن الرحيم،يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك ـ في علي يعنى في الخلافة لعلي بن ابى طالب ـ و إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس – مائده -67-»،«اى پيامبر ابلاغ كن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده- درباره على،يعنى خلافت علي بن ابى طالب- و اگر انجام ندهى رسالت او را نرساندهاى،و خداوند تو را از مردم حفظ مىكند».
اى مردم،من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهى نكردهام،و من سبب نزول اين آيه را براى شما بيان مىكنم:
جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام پروردگارمـكه او سلام است مرا مأمور كرد كه در اين محل اجتماع بپا خيزم و برهر سفيد و سياهى اعلام كنم كه«على بن ابى طالب برادر من و وصى من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است.نسبت او بمن همانند نسبت هارون به موسى است جز اينكه پيامبرى بعد از من نيست.و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است»،و خداوند در اين مورد آيهاى از كتابش بر من نازل كرده است:«انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون»،«صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كسانى كه ايمان آورده و نماز را بپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند»،و على بن ابى طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد مىكند.اى مردم،من از جبرئيل درخواست كردم كه از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ اين مهم معاف بدارد،زيرا از كمىمتقين و زيادى منافقين و افساد ملامت كنندگان و حيلههاى مسخره كنندگان اسلام اطلاع دارم،كسانى كه خداوند در كتابش آنان را چنين توصيف كرده استكه با زبانشان مىگويند آنچه در قلبهايشان نيست و اين كار را سهل مىشمارند در حاليكه نزد خداوند عظيم است.و همچنين بخاطر اينكه منافقين بارها مرا اذيت كردهاند تا آنجا كه مرا«اذن»(گوش دهنده بر هر حرفى)ناميدند،و گمان كردند كه من چنين هستم بخاطر ملازمت بسيار او(على)با من و توجه من به او وتمايل او و قبولش از من،تاآنكه خداوند عز و جل در اين باره چنين نازل كرد:«و منهم الذين يؤذون النبى ويقولون هو أذن قل اذن ـ على الذين يزعمون أنه اذن خير لكم،يؤمن بالله و يؤمن للمؤمنين...»،«و از آنان كسانى هستند كه پيامبر را اذيت مىكنند و مىگويند او«اذن»(گوش دهنده بر هر حرفى)است،بگو:گوش است بر ضد كسانى كه گمان مىكنند او «اذن» است و براى شما خيراست،به خدا ايمان مىآورد و در مقابل مؤمنين اظهار تواضع و احترام مىنمايد» و اگر من بخواهم گويندگان اين نسبت(اذن)را نام ببرم مىتوانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره كنم مىنمايم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفى كنم مىتوانم، ولى بخدا قسم من در كار آنان با بزرگوارى رفتار كردهام.
اى مردم،اين مطلب را درباره او بدانيد وبفهميد،و بدانيد كه خداوند او رابراى شما صاحب اختيار و امامىقرار داده كه اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرين و انصار و بر تابعين آنان به نيكى،و بر روستايى و شهرى،و بر عجمى و عربى،و بر آزاد و بنده،و بر بزرگ و كوچك،و بر سفيد و سياه.بر هر يكتا پرستى حكم او اجرا شونده و كلام او مورد عمل و امر او نافذ است.هر كس با او مخالفت كند ملعون است،و هر كس تابع او باشد و او را تصديق نمايد مورد رحمت الهى است.خداوند او را و هر كس را كه از او بشنود و او را اطاعت كند آمرزيده است .
اى مردم،اين آخرين بارى است كه در چنين اجتماعى بپا مىايستيم،پس بشنويد و اطاعت كنيد و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسليم فرود آوريد،چرا كه خداوند عز و جل صاحب اختيار شما و معبود شما است،و بعد از خداوند رسولش و پيامبرش كه شما را مخاطب قرار داده،و بعد از من على صاحب اختيار شما و امام شما به امر خداوند است،و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزى كه خدا و رسولش را ملاقات خواهيد كرد.
حلالى نيست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان(امامان)حلال كرده باشند،و حرامى نيست مگر آنچه خداو و رسولش و آنان(امامان)بر شما حرام كرده باشند. خداوند عز و جل حلال و حرام را به من شناسانده است،و آنچه پروردگارم از كتابش و حلال وحرامش به من آموخته به او سپردهام .
اى مردم،على را(بر ديگران)فضيلت دهيد.هيچ علمىنيست مگر آنكه خداوند آنرا در من جمع كرده است و هر علمىرا كه آموختهام در امام المتقين جمع نمودهام،و هيچ علمىنيست مگر آنكه آنرا به على آموختهام.اوست«امام مبين»كه خداوند در سوره يس ذكر كرده است:«و كل شيىء احصيناه في إمام مبين»،«و هر چزى را در امام مبين جمع كرديم».
اى مردم،از او(على)بسوى ديگرى گمراه نشويد،و از او روى بر مگردانيد و از ولايت او سر باز نزنيد.اوست كه به حق هدايت نموده و به آن عمل مىكند،و باطل را ابطال نموده و از آن نهى مىنمايد،و در راه خدا سرزنش ملامت كنندهاى او را مانع نمىشود.
او(على)اول كسى است كه به خدا و رسولش ايمان آورد و هيچكس در ايمان به من بر او سبقت نگرفت.اوست كه با جان خود در راه رسول خدا فداكارى كرد.اوست كه با پيامبر خدا بود در حالى كه هيچكس از مردان همراه او خدا را عبادت نمىكرد.اولين مردم در نماز گزاردن،و اول كسى است كه با پيامبر خدا بود در حالى كه هيچكس از مردان همراه او خدا را عبادت نمىكرد.اولين مردم در نماز گزاردن،و اول كسى است كه با من خدا را عبادت كرد.از طرف خداوند به او امر كردم تا در خوابگاه من بخوابد،او هم در حاليكه جانش را فداى من كرده بود در جاى من خوابيد.
اى مردم، او را فضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده است،و او را قبول كنيد كه خداوند او را منصوب نموده است.
اى مردم،او از طرف خداوند امام است،و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبهاش را نمىپذيرد و او را نمىبخشد.حتمىاست بر خداوند كه با كسى كه با او مخالفت نمايد چنين كند و او را به عذابى شديد تا ابديت وتا آخر روزگار معذب نمايد.پس بپرهيزيد از اينكه با او مخالفت كنيد و گرفتار آتشى شويد كه آتشگيره آن مردم وسنگها هستند و براى كافران آماده شده است.
اى مردم،بخدا قسم پيامبران و رسولان پيشين به من بشارت دادهاند، و من بخدا قسم خاتم پيامبران و مرسلين و حجت بر همه مخلوقين از اهل اسمانها و زمينها هستم.هر كس در اين مطالب شك كند مانند كفر جاهليت اول كافر شده است.و هر كس در چيزى از اين گفتار من شك كند در همه آنچه بر من نازل شده شك كرده است،و هر كس در يكى از امامان شك كند در همه آنان شك كرده است،و شك كننده درباره ما در آتش است.
اى مردم،خداوند اين فضيلت را بر من ارزانى داشته كه منتى از او بر من و احسانى از جانب او بسوى من است.خدايى جز او نيست.حمد و سپاس از من بر او تا ابديت و تا آخر روزگار و در هر حال.
اى مردم،على را فضيلت دهيد كه او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامى كه خداوند روزى را نازل مىكند و خلق باقى هستند.ملعون است ملعون است،مورد غضب است مورد غضب است كسى كه اين گفتار مرا رد كند و با آن موافق نباشد.بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براى من آورده است و مىگويد:«هر كس با على دشمنى كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد».هر كس ببيند براى فردا چه پيش فرستاده است.از خدا بترسيد كه با على مخالفت كنيد و در نتيجه قدمى بعد از ثابت بودن آن بلغزد،خداوند ازآنچه انجام مىدهيد آگاه است.
.... از اسرای می گوید که بسیاری ازآن ها اتفاق خواهد افتاد و آن هزاران نفری که گوش فرا می دهند به واسطه ی جهل و دنیا پرستی ، کتمان خواهند کرد و نسبت به پیامبر و وصی بر حق او کافر خواهند شد.آری؛ چه جایی بهتر از کنار زلال غدیر، تا در کنارآب تشنگان حقیقی محیط اعظم را سیراب از کوثر ولایت نماید:
" من کنت مولاه فعلی مولاه "
"کیست مولا، آنکه آزادت کند!"
اینک زمان، آغاز دیگری را تجربه می کرد. فصلی تازه در حال شکفتن و تبلوری تازه
در حال شکل گرفتن بود؛ آغاز فصل عشق، فصل ارادت، فصل زیبای ولایت؛ فصلی که می طلبید
دست های حضرت پیامبر(ص) را برای توسل؛ برای دعا: دعایی به زیبایی اجابت:
"اللهم وَ الَ مَن وَالاهُ و عادِ مَن عاداهُ، واُنصُر مَن نَصَرَهُ، وَاخذُل مَن خَذَلَهُ"
***
مولا جان ! امیر مومنان ! چیست راز وجودت ؟!
وجودی که حیرتیان کوی ات را شماره از ستاره بیرون و دل سپردگان گیسوی معرفتت را پایانی نیست !
کیستی تو ؟! تویی که شکوه نامت آسمان و زمین را به تواضع واداشته و کلام آسمانی خداوند (قرآن) در پی شمار مناقب تو هشتاد بار عظمت و شکوه تو را ستایش کرده است!
کیستی ، تو ای گوهر شگفت هستی که فضایل تو را سید بطحا ، حضرت محمد مصطفی (ص) عاشقانه می شمارد :
- فرمود: به هر کس مولا من هستم ، علی (ع) مولای اوست !
- فرمود: علی(ع) برای من، به مثل هارون برای حضرت موسی (ع)است !
- فرمود: او برای من است و من برای او!
- فرمود: علی (ع) برای من همانند خود من است؛ فرمانبرداری از او ، فرمانبرداری از من ، نافرمانی از او، نافرمانی از من، است !
- فرمود: جنگ با علی (ع) جنگ با خداست و صلح با علی، صلح با خدا!
- فرمود: دوست علی(ع)، دوست خدا و دشمن علی، دشمن خداست !
- فرمود: علی حجت خداست و جانشین او در میان بندگان !
- فرمود: دوست داشتن علی، ایمان و کینه او را به دل داشتن، از کفراست !
- فرمود: حزب علی ، حزب خداست، حزب دشمنان علی، حزب شیطان!
- فرمود: علی با حق است و حق با او و این از هم جدایی ناپذیرند تا در کنار حوض کوثر ملاقاتشان کنم !
- فرمود: علی تقسیم کننده بهشت و دوزخ است !
- فرمود: هر که از علی جدا شود ، در حقیقت ازمن بریده است و هر که از من جدا گردد، از خدایش بریده است !
- فرمود: تنها رستگاران روز قیامت پیروان علی اند !
...و اینکه فرمود: من و علی از یک نور آفریده شده ایم.(خصال شیخ صدوق ج 1و2 )
***
چه کسی می تواند وصف تو گوید؟!
چه کسی می تواند وسعت اقیانوس را بسنجد؟!
تو را فقط در کلام خدا، در حدیث رسول (ص)، در بیان امامت و در سویدای دل مومنان می توان ، یافت. شگفتا از تو گفتن و از تو سرودن!
هیچ منقبتی به زیبایی کلام خودت نیست؛وقتی درباره ی خود می فرمایی :
- آن گاه که همه از ترس سست شده، کنار کشیدند، من قیام کردم.
و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند، من آشکارا به میدان آمدم.
آن زمان که همه لب فرو بستند؛ من سخن گفتم و آن وقت که همه باز ایستادند؛ من با راهنمایی نور خداوند به راه افتادم.
در مقام حرف و شعار، صدایم از همه آهسته تر بود؛ ولی در عمل برتر و پیشتاز بودم !
زمام امور را به دست گرفتم و جلوتر از همه پرواز کردم و پاداش سبقت در فضیلت ها را بردم.همانند کوهی که تند بادها آن را به حرکت در نمی آورد و طوفان ها آن را از جای بر نمی کند؛ کسی نمی توانست عیبی در من بیابد و سخن چینی، جای عیب جویی در من نمی یافت.
خوارترین افراد نزد من عزیز است، تا حق او را را بازگردانم ونیرومند، درنظرم پست و ناتوان است، تا حق را از او بازستانم...( نهج البلاغه ی دشتی / خطبه ی 37 / ص 91)
****
... مولا جان ؛ ای جان جهان، شاکریم خداوند کریم(جل جلاله) را که بذر محبت شمارا دردل ما کاشته و سرافرازی ما را ارادت به ولایت شما قرار دادند.
چه نعمتی بالاتر از این که شما ولی نعمت ما هستید ؛ هر که با شما باشد، در دنیا و آخرت سر افراز است؛ و این ارادت نیازمند هیچ قومیت ستایی و قشری گری نیست، که تمام اقوام خدا جو و با ایمان دوستتان دارند: فارس و عرب و عجم؛ کرد ولر وترک و ترکمن وبلوچ؛ هندی و بنگالی ؛افریقایی واروپایی؛...
در جای جای این دنیا، جایی نیست که نامی از شما نباشد و یادی از مناقب شما نشود؟!
مسلمان وغیر مسلمان، مردانگی و عدالت شما را می ستایند؛و جهان امروز در حسرت عدالت جوانمردی چون شماست!
چرا که علی ، یاور ستم دیدگان بود - یاور همگان- نه فقط یاور عده ای خاص که فرمانش می بردند! علی(ع) تعلق به همه داشت و تعلق به تمام انسانیت دارد.
هیچ کس نمی تواند برای "محیط اعظم "مکان تعیین کند و اورا متعلق به جغرافیای خاصی بداند!
علی(ع) مصداق کعبه است؛همان گونه که مولودکعبه است و کعبه مصداق "و حدت"
مسلمین است؛ وحدتی پویا و ماندگاردر تمام ادوار تاریخ.
علی مرد دیروز وامروز و فرداست...
فردایی که بسی زیبا ترازهر روزو روزگاری، درراه است: الیس الصبح بقریب؟!
عید غدیر ،عید ارادتمندان ولایت علی مرتضی (ع) مبارک باد.