تبليغاتX
BidelaneH - بی دلانه
BidelaneH - بی دلانه
Heartily words of Dream heart, seyed.AliAsghar.Mousavi
چهارشنبه 1388/09/25
یاحسین ...  

 

 

گل احساس

نو گل حساس، علی اصغر است

 

 

غنچه ی احساس، علی اصغر است

 

آن که برایش به شهادت رسید

 

 

حضرت عباس، علی اصغر است

 

تیر سه شعبه که ندارد نیاز

 

 

برگ گل یاس، علی اصغر است

 

آن که علیرغم عطشناکی اش

 

 

ساقی دریاس، علی اصغر است

 

گریه کن، ای دل به خزانش، غمش!

 

 

نو گل حساس علی اصغر است

 

 

سید علی اصغر موسوی


 

فصل تبسم

سوگ یاد جانگداز حضرت علی اکبر (ع)

وا کن لب از هم که آید فصل تبسم، علی جان


 

گل با زبور خود آمد، خواند ترنّم، علی جان

خنیاگران بهشتی، هنگام مهمان نوازی


 

 

بر خاک پایت کشیدند، دست تیمّم، علی جان

وقتی شقایق بروید، در فصل بارانی عشق

 

گویی که خون لبانت، کرده تجسّم، علی جان



 

**

 

 

وقتی که از پا فتادی، آمد کنارت بگوید



 

 

یک بار دیگر عزیزم، بنما تکلّم علی جان!

 

بر سینه مثل غم عشق، وقتی شتابان فشردت

 

 

 

در ابر سنگین ناله، شد آسمان گم، علی جان

 

نجوا کنان در کنارت، با گریه آهسته فرمود:

 

 

وا کن لب از هم که آمد، فصل تبسم، علی جان!

 

 

سید علی اصغر موسوی

 

قامت رسا

 

دیدنی، مثل آسمان، دریا

 

 

در شکوهی که بی همانند است

 

می رود سمت جاودان ماندن

 

 

پیش رویش، فقط، خداوند است

 

 

**

 

 

سیزده ساله، نوجوان، شاید

 

 

این فقط، قامت رسایش نیست

او که دارد شکوه ایمان را

 

 

حاجتی بر سلاح هایش، نیست

 

 

**

 

آیتی از فروغ قرآن است

 

 

در دل تنگ و تار این صحرا

 

می رود، تا سپیده بنشاند

 

 

باز هم در کنار این صحرا

 

 

**

 

 

 

 

 

 

 

 

**

 

قاسم و اصغر، علی اکبر (ع)

 

 

یعنی: آزادگی، هدف، باور

در ردیف همین خداجویی

 

 

زینب و اهل بیت هم، داور

 

**

 

دیدنی، مثل آسمان، دریا

 

 

در ستیزی سُترگ و ناهمگون

 

زخم در زخم قامتش، انگار –

 

 

گل نموده، هزار گل، در خون

 

**

 

رفت و میدان گرفت از دشمن

 

 

تا رسد، بر زلال بی پایان

 

تا شهادت، همین پیامش بود:

 

 

کربلا را، بیاب، ای انسان؟!

 

سید علی اصغر موسوی


 

انجمن آینه

دریاد ابافاضل عباس(ع)

خشم تو بر عاطفه تبدیل شد

 

 

انجمن آینه تشکیل شد

 

اشک فقط راز نگاهت نبود

 

 

آینه در آینه تحلیل شد 

 

پرتو نورت به تماشا رسید

 

 

در دل شطّ، جاذبه تشکیل شد

 

دست فشاندی که فراتر روی

 

 

نور به پرواز تو، تبدیل شد

 

زمزمه ی عشق تو هر جا که رفت

 

 

خاطره در خاطره تجلیل شد

 

با تو فقط یاد وفا مانده است

 

 

ناب ترین خاطره ها، مانده است

 

 

سید علی اصغر موسوی

 

 

 

امام اشک ها

می شود تکثیر با یادت، تمام اشک ها

 

 

بر تو باد، ای آسمانی هم  اشک ها

 

 

**

 

تا، به یاد ظهر عاشورا، نشستم در سکوت


 

 

دل سپردم، بر زلال نقره فام اشک ها

مثل بارانی ترین فصلی، که می گیرد دلم

 

یک جهان اندوه، دیدم، در پیام اشک ها

می شناسد لحظه ها را، بهتر از هر روز، غم

 

می شود، آهسته با دل، همکلام اشک ها

 

آسمان، خورشید، صحرا، آب، باران، تشنگی

 

 

داغ، لاله، بغض، دلتنگی، تمام اشک ها؟!

 

محض یادت، زندگی را آسمان کرده اند

 

 

محض یاد کربلایت، ای امام اشک ها

 

 

 

سید علی اصغر موسوی

 

 

 

قامت عشق

ای مانده در تفسیر نامت، سرگشته و حیران زبان ها

 

با لحظه های سبز یادت، پر می کشم تا بیکران ها

 

ای هستی از نام تو زیبا، خورشید بی باک شهادت

 

ای مشعل تابنده ی حق، بر شاهراه کهکشان ها

 

ای قامت صد پاره ی عشق، شیداترین یحیای عاشق

 

 

قاموس خونین شهادت، گلواژه سرخ زمان ها

 

ای آشنای لاله زاران، در سینه ی ما غمگساران

 

 

مانده شقایق یادگارت، مثل شفق در آسمان ها

 

تا بی نهایت، تا قیامت، تا لحظه های سبز فردا

 

 

باقی به یادت باد دل ها، گویا به نامت هم، زبان ها

 

 

سید علی اصغر موسوی

 

پنجشنبه 1388/09/12
غدیر آیینه ی ایمان ...  

چیست این لحظه ی شگفت زیبا، زیبای شگفت؟!

انگار این شگفتی تنها در آسمان نیست؛ گویی کره زمین را هاله ای از انوار سبز، احاطه کرده است؛ گویی تکامل واپسین زمین، در حال شکل گیری است؛ این تنها معجزه نوروز نیست؛

این تنها شکوه آغازین بهار نیست؛ این نور، برای آسمانیان، آشناتر از زمینیان است.

 این عید، عید تمام زیبایی هاست؛عید تبلور عشق در تمام آینه ها؛ عید زیبای "ولایت" است؛ عید تکامل مادی و معنوی آفرینش.

این عید، عید شکوفایی ولایت در قاموس خلقت است؛ یک عید "توحیدی" زیبا، که ترجمان "عدل" الهی در قامت "امامت" می باشد؛ ترجمان صداقتِ "معاد" در بلاغتِ "نبوت" و نتیجه ی تلاش هزاران پیام آور الهی در طول تاریخ.

 اینک، صدای دلنشین حضرت جبریل (ع) است و جان مشتاق حضرت رسول (ص)؛ ندای وحی، جان و تن حضرت را می آشوبد و تبسمی دلنشین، بر لب های مبارکش می نشیند؛ احساسی سبک و شعف ناک، سراسر وجودش را فراگرفته است.

اینک زمان ابلاغ وحی الهی است و نوید استمرار شریعت نبوی با ولایت علوی؛حضرت (ص) خطبه خویش را چنین آغاز می کند :

حمد و سپاس خدايى را كه در يگانگى خود بلند مرتبه،و در تنهايى وفرد بودن خود نزديك است .در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظيم است.علم او به همه چيز احاطه دارد در حالى كه در جاى خود است،و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد.هميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود.صاحب عظمتى كه از بين رفتنى نيست.ابتدا كننده او؛ و باز گرداننده اوست و هر كارى سوى او باز مى‏گردد.

...و بعد از فرازهایی از سپاس و ستایش خداوند ، چنین ادامه می دهد:

خداوند به من چنين وحى كرده است:«بسم الله الرحمن الرحيم،يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك  ـ  في علي يعنى في الخلافة لعلي بن ابى طالب ـ و إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس – مائده -67-»،«اى پيامبر ابلاغ كن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده- درباره على،يعنى خلافت علي بن ابى طالب- و اگر انجام ندهى رسالت او را نرسانده‏اى،و خداوند تو را از مردم حفظ مى‏كند».

اى مردم،من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهى نكرده‏ام،و من سبب نزول اين آيه را براى شما بيان مى‏كنم:

جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام پروردگارمـكه او سلام است مرا مأمور كرد كه در اين محل اجتماع بپا خيزم و برهر سفيد و سياهى اعلام كنم كه«على بن ابى طالب برادر من و وصى من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است.نسبت او بمن همانند نسبت هارون به موسى است جز اينكه پيامبرى بعد از من نيست.و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است»،و خداوند در اين مورد آيه‏اى از كتابش بر من نازل كرده است:«انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون»،«صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كسانى كه ايمان آورده و نماز را بپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند»،و على بن ابى طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد مى‏كند.اى مردم،من از جبرئيل درخواست كردم كه از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ اين مهم معاف بدارد،زيرا از كمى‏متقين و زيادى منافقين و افساد ملامت كنندگان و حيله‏هاى مسخره كنندگان اسلام اطلاع دارم،كسانى كه خداوند در كتابش آنان را چنين توصيف كرده استكه با زبانشان مى‏گويند آنچه در قلبهايشان نيست و اين كار را سهل مى‏شمارند در حاليكه نزد خداوند عظيم است.و همچنين بخاطر اينكه منافقين بارها مرا اذيت كرده‏اند تا آنجا كه مرا«اذن»(گوش دهنده بر هر حرفى)ناميدند،و گمان كردند كه من چنين هستم بخاطر ملازمت بسيار او(على)با من و توجه من به او وتمايل او و قبولش از من،تاآنكه خداوند عز و جل در اين باره چنين نازل كرد:«و منهم الذين يؤذون النبى ويقولون هو أذن قل اذن ـ على الذين يزعمون أنه اذن خير لكم،يؤمن بالله و يؤمن للمؤمنين...»،«و از آنان كسانى هستند كه پيامبر را اذيت مى‏كنند و مى‏گويند او«اذن»(گوش دهنده بر هر حرفى)است،بگو:گوش است بر ضد كسانى كه گمان مى‏كنند او «اذن» است و براى شما خيراست،به خدا ايمان مى‏آورد و در مقابل مؤمنين اظهار تواضع و احترام مى‏نمايد» و اگر من بخواهم گويندگان اين نسبت(اذن)را نام ببرم مى‏توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره كنم مى‏نمايم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفى كنم مى‏توانم، ولى بخدا قسم من در كار آنان با بزرگوارى رفتار كرده‏ام.

اى مردم،اين مطلب را درباره او بدانيد وبفهميد،و بدانيد كه خداوند او رابراى شما صاحب اختيار و امامى‏قرار داده كه اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرين و انصار و بر تابعين آنان به نيكى،و بر روستايى و شهرى،و بر عجمى و عربى،و بر آزاد و بنده،و بر بزرگ و كوچك،و بر سفيد و سياه.بر هر يكتا پرستى حكم او اجرا شونده و كلام او مورد عمل و امر او نافذ است.هر كس با او مخالفت كند ملعون است،و هر كس تابع او باشد و او را تصديق نمايد مورد رحمت الهى است.خداوند او را و هر كس را كه از او بشنود و او را اطاعت كند آمرزيده است .

اى مردم،اين آخرين بارى است كه در چنين اجتماعى بپا مى‏ايستيم،پس بشنويد و اطاعت كنيد و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسليم فرود آوريد،چرا كه خداوند عز و جل صاحب اختيار شما و معبود شما است،و بعد از خداوند رسولش و پيامبرش كه شما را مخاطب قرار داده،و بعد از من على صاحب اختيار شما و امام شما به امر خداوند است،و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزى كه خدا و رسولش را ملاقات خواهيد كرد.

حلالى نيست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان(امامان)حلال كرده باشند،و حرامى نيست مگر آنچه خداو و رسولش و آنان(امامان)بر شما حرام كرده باشند. خداوند عز و جل حلال و حرام را به من شناسانده است،و آنچه پروردگارم از كتابش و حلال وحرامش به من آموخته به او سپرده‏ام .

اى مردم،على را(بر ديگران)فضيلت دهيد.هيچ علمى‏نيست مگر آنكه خداوند آنرا در من جمع كرده است و هر علمى‏را كه آموخته‏ام در امام المتقين جمع نموده‏ام،و هيچ علمى‏نيست مگر آنكه آنرا به على آموخته‏ام.اوست«امام مبين»كه خداوند در سوره يس ذكر كرده است:«و كل شيى‏ء احصيناه في إمام مبين»،«و هر چزى را در امام مبين جمع كرديم».

اى مردم،از او(على)بسوى ديگرى گمراه نشويد،و از او روى بر مگردانيد و از ولايت او سر باز نزنيد.اوست كه به حق هدايت نموده و به آن عمل مى‏كند،و باطل را ابطال نموده و از آن نهى مى‏نمايد،و در راه خدا سرزنش ملامت كننده‏اى او را مانع نمى‏شود.

او(على)اول كسى است كه به خدا و رسولش ايمان آورد و هيچكس در ايمان به من بر او سبقت نگرفت.اوست كه با جان خود در راه رسول خدا فداكارى كرد.اوست كه با پيامبر خدا بود در حالى كه هيچكس از مردان همراه او خدا را عبادت نمى‏كرد.اولين مردم در نماز گزاردن،و اول كسى است كه با پيامبر خدا بود در حالى كه هيچكس از مردان همراه او خدا را عبادت نمى‏كرد.اولين مردم در نماز گزاردن،و اول كسى است كه با من خدا را عبادت كرد.از طرف خداوند به او امر كردم تا در خوابگاه من بخوابد،او هم در حاليكه جانش را فداى من كرده بود در جاى من خوابيد.

اى مردم، او را فضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده است،و او را قبول كنيد كه خداوند او را منصوب نموده است.

اى مردم،او از طرف خداوند امام است،و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبه‏اش را نمى‏پذيرد و او را نمى‏بخشد.حتمى‏است بر خداوند كه با كسى كه با او مخالفت نمايد چنين كند و او را به عذابى شديد تا ابديت وتا آخر روزگار معذب نمايد.پس بپرهيزيد از اينكه با او مخالفت كنيد و گرفتار آتشى شويد كه آتشگيره آن مردم وسنگها هستند و براى كافران آماده شده است.

اى مردم،بخدا قسم پيامبران و رسولان پيشين به من بشارت داده‏اند، و من بخدا قسم خاتم پيامبران و مرسلين و حجت بر همه مخلوقين از اهل اسمانها و زمينها هستم.هر كس در اين مطالب شك كند مانند كفر جاهليت اول كافر شده است.و هر كس در چيزى از اين گفتار من شك كند در همه آنچه بر من نازل شده شك كرده است،و هر كس در يكى از امامان شك كند در همه آنان شك كرده است،و شك كننده درباره ما در آتش است.

اى مردم،خداوند اين فضيلت را بر من ارزانى داشته كه منتى از او بر من و احسانى از جانب او بسوى من است.خدايى جز او نيست.حمد و سپاس از من بر او تا ابديت و تا آخر روزگار و در هر حال.

اى مردم،على را فضيلت دهيد كه او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامى كه خداوند روزى را نازل مى‏كند و خلق باقى هستند.ملعون است ملعون است،مورد غضب است مورد غضب است كسى كه اين گفتار مرا رد كند و با آن موافق نباشد.بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براى من آورده است و مى‏گويد:«هر كس با على دشمنى كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد».هر كس ببيند براى فردا چه پيش فرستاده است.از خدا بترسيد كه با على مخالفت كنيد و در نتيجه قدمى بعد از ثابت بودن آن بلغزد،خداوند ازآنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.

.... از اسرای می گوید که بسیاری ازآن ها اتفاق خواهد افتاد و آن هزاران نفری که گوش فرا می دهند به واسطه ی جهل و دنیا پرستی ، کتمان خواهند کرد و نسبت به پیامبر و وصی بر حق او کافر خواهند شد.آری؛ چه جایی بهتر از کنار زلال غدیر، تا در کنارآب تشنگان حقیقی محیط اعظم را سیراب از کوثر ولایت نماید:

" من کنت مولاه فعلی مولاه "

"کیست مولا، آنکه آزادت کند!"

اینک زمان، آغاز دیگری را تجربه می کرد. فصلی تازه در حال شکفتن و تبلوری تازه

 در حال شکل گرفتن بود؛ آغاز فصل عشق، فصل ارادت، فصل زیبای ولایت؛ فصلی که می طلبید

 دست های حضرت پیامبر(ص) را برای توسل؛ برای دعا: دعایی به زیبایی اجابت:

"اللهم وَ الَ مَن وَالاهُ و عادِ مَن عاداهُ، واُنصُر مَن نَصَرَهُ، وَاخذُل مَن خَذَلَهُ"

***

مولا جان ! امیر مومنان ! چیست راز وجودت ؟!

وجودی که حیرتیان کوی ات را شماره از ستاره بیرون و دل سپردگان گیسوی معرفتت را پایانی نیست !

کیستی تو ؟! تویی که شکوه نامت آسمان و زمین را به تواضع واداشته و کلام  آسمانی خداوند (قرآن) در پی شمار مناقب تو هشتاد بار عظمت و شکوه تو را ستایش کرده است!

کیستی ، تو ای گوهر شگفت هستی که فضایل تو را سید بطحا ،  حضرت محمد مصطفی (ص) عاشقانه می شمارد :

- فرمود: به هر کس مولا من هستم ، علی (ع) مولای اوست !

- فرمود: علی(ع) برای من، به مثل هارون برای حضرت موسی (ع)است !

- فرمود: او برای من است و من برای او!

- فرمود: علی (ع) برای من همانند خود من است؛ فرمانبرداری از او ، فرمانبرداری از من ، نافرمانی از او، نافرمانی از من، است !

- فرمود: جنگ با علی (ع) جنگ با خداست و صلح با علی، صلح با خدا!

- فرمود: دوست علی(ع)، دوست خدا و دشمن علی، دشمن خداست !

- فرمود: علی حجت خداست و جانشین او در میان بندگان !

- فرمود: دوست داشتن علی، ایمان و کینه او را به دل داشتن، از کفراست !

- فرمود: حزب علی ، حزب خداست، حزب دشمنان علی، حزب شیطان!

- فرمود: علی با حق است و حق با او و این از هم جدایی ناپذیرند تا در کنار حوض کوثر ملاقاتشان کنم !

- فرمود: علی تقسیم کننده بهشت و دوزخ است !

- فرمود: هر که از علی جدا شود ، در حقیقت ازمن بریده است و هر که از من جدا گردد، از خدایش بریده است !

- فرمود: تنها رستگاران روز قیامت پیروان علی اند !

...و اینکه فرمود: من و علی از یک نور آفریده شده ایم.(خصال شیخ صدوق ج 1و2 )

***

چه کسی می تواند وصف تو گوید؟!

چه کسی می تواند وسعت اقیانوس را بسنجد؟!
تو را فقط در کلام خدا، در حدیث رسول (ص)، در بیان امامت و در سویدای دل مومنان می توان ، یافت. شگفتا از تو گفتن و از تو سرودن!

هیچ منقبتی به زیبایی کلام خودت نیست؛وقتی درباره ی خود می فرمایی :

 - آن گاه که همه از ترس سست شده، کنار کشیدند، من قیام کردم.

 و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند، من آشکارا به میدان آمدم.

آن زمان که همه لب فرو بستند؛ من سخن گفتم و آن وقت که همه باز ایستادند؛ من با راهنمایی نور خداوند به راه افتادم.

 در مقام حرف و شعار، صدایم از همه آهسته تر بود؛ ولی در عمل برتر و پیشتاز بودم !

زمام امور را به دست گرفتم و جلوتر از همه پرواز کردم و پاداش سبقت در فضیلت ها را بردم.همانند کوهی که تند بادها آن را به حرکت در نمی آورد و طوفان ها آن را از جای بر نمی کند؛ کسی نمی توانست عیبی در من بیابد و سخن چینی، جای عیب جویی در من نمی یافت.

خوارترین افراد نزد من عزیز است، تا حق او را را بازگردانم ونیرومند، درنظرم پست و ناتوان است، تا حق را از او بازستانم...( نهج البلاغه ی دشتی / خطبه ی 37 / ص 91)

****

... مولا جان ؛ ای جان جهان، شاکریم خداوند کریم(جل جلاله) را که بذر محبت شمارا دردل ما کاشته و سرافرازی ما را ارادت به ولایت شما  قرار دادند.  

چه نعمتی بالاتر از این که شما ولی نعمت ما هستید ؛ هر که با شما باشد، در دنیا و آخرت سر افراز است؛ و این ارادت نیازمند هیچ قومیت ستایی و قشری گری نیست، که تمام اقوام خدا جو و با ایمان دوستتان دارند: فارس و عرب و عجم؛ کرد ولر وترک و ترکمن وبلوچ؛ هندی و بنگالی ؛افریقایی واروپایی؛...

در جای جای این دنیا، جایی نیست که نامی از شما نباشد و یادی از مناقب شما نشود؟!

مسلمان وغیر مسلمان، مردانگی و عدالت شما را می ستایند؛و جهان امروز در حسرت عدالت جوانمردی چون شماست!

چرا که علی ، یاور ستم دیدگان بود - یاور همگان- نه فقط یاور عده ای خاص که فرمانش می بردند! علی(ع) تعلق به همه داشت و تعلق به تمام انسانیت دارد.

هیچ کس نمی تواند برای "محیط اعظم "مکان تعیین کند و اورا متعلق به جغرافیای خاصی بداند!

 علی(ع) مصداق کعبه است؛همان گونه که مولودکعبه است و کعبه مصداق "و حدت"

مسلمین است؛ وحدتی پویا و ماندگاردر تمام ادوار تاریخ.

علی مرد دیروز وامروز و فرداست...

فردایی که بسی زیبا ترازهر روزو روزگاری، درراه است: الیس الصبح بقریب؟!

عید غدیر ،عید ارادتمندان ولایت علی مرتضی (ع) مبارک باد.            
پنجشنبه 1388/09/05
از قربان تا غدیر ...  

از عرفه تا غدیر

گویی هنوز در عرفات رو به جلوه زار کعبه ایستاده، و از پرتو چهره نورانی اش، صحرا غرق نور شده است.

 گویی  ایستاده و دست های پر از اجابت خود را به آسمان گرفته و ملکوت الهی غرق شنیدن عاشقانه های اوست:

الحمد لله الذی لیس لقضائه دافع ولا لعطائه مانع ...

ستایش از آن خدایی است که قضایش را دفع کننده ای و عطایش را منع کننده ای نیست.

اللهم انی ارغب الیک و اشهد بالربوبیه لک مقرا بانک ربی والیک مددی...

الهی اینک من به سوی تو روی می کنم و به پروردگاری ات گواهی می دهم؛ اقرار می کنم که آفریدگار من تویی و بازگشت من به سوی توست،...

گویی در کربلا ایستاده است، و تصویر لاجوردی آسمان، شگفت انگیزتر و بشکوه تر از همیشه، در ازدحام سپید فرشتگان، گم شده است.

پرتو قنوتش، حتی دورترین ستاره را به تماشا می خواند و تسبیح کلمات آسمانی اش غلغله در عرش می اندازد؛ پرتو قنوتش، حتی دورترین ستاره را به تماشا می خواند و تسبیح کلمات آسمانی اش غلغله در عرش می اندازد؛ نگاه حقیقت شناس فرشتگان پر از ستاره است و نغمه یا حسین با اشک ها و آمین های پی در پی، گوشه گوشه آسمان را فراگرفته است.

امروز، روز عرفه است، روز نیایش دعا، روز ستایش از نعمت های بی زوال الهی؛ امروز باید غیر از آسمان برای خود سقفی نساخت.

 امروز باید شکوه خداوند را در پرده طبیعت، بی پرده دید.

امروز باید سجاده بر خاک نهاد، باید محراب تماشا را تا افق گسترد،‌ باید وسعت لایتناهی اندیشه و احساس را با هم آمیخت.

امروز، روز طولانی ترین نیایش های عاشقانه با خداست.

امروز، روز همایش رحمت الهی است، روز ناامیدی ابلیس، روز ناامیدی دشمنان. امروز، روز ستایش از سخاوت خداوند است: روز اللهم یا اجود من اعطی و یا خیر من سئل و یا ارحم من استرحم .

امروز، روز یا سبوح و یا قدوس است تا افلاکیان پی به عظمت خاکیان ببرند؛ امروز، روز یا مجیب دعوة المضطرین است تا نابسامانی ها از اجابتش سامان بگیرند و قنوت ها آیینه امیدواری باشند.

امروز، روز عرفه است، روز نیایش خونین حضرت مسلم بن عقیل(ع)، روز استجابت دعای پیر فرزانه کوفه، شهید عشق حسین(ع) هانی بن عروه است.

امروز روز دعا، روز اشک و روز یا حسین است.

امروز، مومنین دل های خود را به سایه زار رحمت الهی می سپارند تا در صفای روز نیایش لبریز از خدا شوند.

امروز، روز معراج دل های کربلایی است که هم نوا با کاروان سالار عشق عاشورا، می خوانند: لااله الا انت سبحانک انی کنت من الموحدین...

امروز، روز همراهی  "یا رب یا رب " سید شهیدان کربلاست.

روز زیبای سیر و سلوک عارفانه در عالم بالا؛ روز عارفان عاشق، روز معراج دل،

 به اعلی علیین تسبیح حضرت پروردگار.

امروز، روز پالایش وجود از هر گونه تعلق و شرک و گناه است، روز توبه.

 یا مسلم؛ به تنهایی میاندیش که آسمان با توست!

به تنهایی میاندیش که تنهایی تو با سرنوشت کربلا، گره خواهد خورد؛ به تنهایی میاندیش...

کوفه را به دوزخ خیانت های بی شمار بسپار؛ بگذار شرف بی وفایانش، پایمال غلامان ابن زیاد لعنه الله علیه شود.

به تنهایی ات میاندیش که آسمان در انتظار ورود تو، تمام پنجره ها را به تماشا گشوده است.

سفیر عشق را ترسی از فرجام نیست؛ آن هم فرجامی زیبا و شگفت؛ همچون شهادت، شهادتی که در نهایت غربت، به سفاکی خنجرها خواهد خندید و آسمان را با تمام توان در آغوش خواهد گرفت.

مسلم؛ این تقدیر توست؛ همان گونه که تقدیر هانی است. هانی، مرشد راه رفته ای که از تب عشق تمام تنش به سرخی شهادت، مبتلا خواهد شد و از قالوا بلی ای که در روز ازل گفته است، به خود خواهد بالید.

به خود خواهد بالید که نامش را در کتیبه تاریخ – در صف مردان– ثبت کرده اند.

درالاماره در بخار نفس های گندیده، گم شده بود و جاسوسان بنده دینار، برای دروغ گویی های بیشتر از همدیگر سبقت می گرفتند. بوی خیانت مثل بوی مردار تا دوردست ها می پیچید و مشام سکه پرستان کوفه را تحریک می کرد.

صاحبان هزاران نامه، اکنون برای دستگیری سفیر عشق، سفیر آزادی، سفیر ولایت علوی، پستوی خانه ها را جستجو می کردند. در باور آسمان و زمین نمی گنجید که آن جا کوفه است. کوفه! شهری که از زلال معرفت علی(ع) نوشیده بود و صبح و شب دیده به جمال دلارایش گشوده بود، امروز برای کشتن پسر علی(ع)، شمشیرهایش را صیقل می داد؛ کوچه هایی که زمانی بوسه بر قدم های مردانه علی(ع) زده بودند؛ امروز مسلم(ع) را با تمام سنگ دلی، آگاهانه از خویش طرد می کردند.

از آن همه یاران به ظاهر پرشور تهی از شرافت، کسی باقی نمانده بود و خانه ها ناجوانمردانه یکی پس از دیگری، به رویش بسته می شدند.

گویی، این تقدیر تنها به نام طوعه ثبت شده است تا خداوند پرده از چهره خیانت بار پسرش برگیرد که مسلم را به خاطر چند درهم، به ابن زیاد لعین سپرد.

چکاچک شمشیرها، فروکش کرده بود و روزگار سفله پرور، دست های مردانه حضرت مسلم(ع) را بسته بود.

جیره خواران یاوه باف ابن زیاد ملعون، هر یک گناهی برای بی گناهی مسلم(ع) می تراشیدند و شیر مرد مکتب حسینی(ع) بی باکانه پیش می رفت. پیش می رفت... تا شهادت، تا خدا!

 گویی دعای عرفه با سرنوشت مسلم(ع)؛ گره خورده بود، عروجی عاشقانه - عروجی عارفانه؛ در یک روز؛ در نهایت جسارت، در نهایت اشتیاق به شهادت و رسیدن به مقام قرب الهی.

سلام و درود خداوند بر حضرت مسلم(ع) و پرواز عاشقانه روحش از فراز دارالاماره کوفه که چشم های ابری آسمان را به گریه واداشت و فرشتگان الهی، پرواز خونینش را با چشم های اشکبار مشایعت کردند.

الهی! به حق امروز که روز نیایش های عاشقانه و عارفانه امام حسین(ع) است، به شرافت روز عرفه در طول سال، ما را از مغفوران درگاهت قرار بده، نه از محرومان.

الهی! به حق امام حسین(ع) و به حق مسلم بن عقیل(ع)، شناخت قدر و حرمت روز عرفه را به ما بیاموز تا روزی‌مند از رحمت واسعه تو گردیم.

 آنگاه دهم ذی الحجه از راه می رسد و قربانگاه منا پر می شود از قربانی؛ به یاد اسماعیل باید بود یا مسلم بن عقیل (ع)؟! عید گرفت یا به اندیشه محرم نشست؟! کاروان امام حسین(ع) در راه است و حاجیان، عید قربان را به هم تبریک می گویند: عید قربان مبارک باد!

از حجه الوداع تا خطبه غدیر، از ابلاغ اتمام رسالت تا آغاز امامت؛ از محمد(ص) تا علی (ع) ، تاریخ لحظه لحظه رقم می خورد؛ ایمان ها به مرحله عمل رسیده اند. آن هایی که با دو دست – قرآن و اهل بیت (ع) – حبل المتین ایمان را چسبیده اند؛ لیاقت بهشت و آن هایی که هر دو را وانهاده اند، راهی دوزخ و آن هایی که یکی از آن دو را بر گرفته اند، به برزخ حیرت و سرگردانی ابدی گرفتار شدند.

عید غدیر از راه می رسد و من به ورق زدن کتاب " الغدیر" فرقان حق و باطل، می پردازم.

                                                         سید علی اصغر موسوی